تبليغاتX
:: اللهمَّ َعجِّلْ لِوليِكَ الفرج ::  

بیا و ختم کن به چشم هایت انتظار را به بی صدا تبسمی صدا بزن بهار را



دنياي سراسر بازي و سرگرمي و تفاخر و تكاثر : بي ثبات و فاني

 

اِعلَموا اَنَّما الحَيوةُ الدُّنيا لَعِبٌ و لَهوٌ و زينَةٌ

و تَفاخُرُ بَينَكُم و تَكاثُرٌ في الَموالِ و اولادِ

كَمَثَلِ غَيثٍ اَعجَبَ الكُفّارَ نَباتُه ُ ثُمَّ يَهيجُ

فَتَريهُ مُصفَرّاً ثُمَّ يَكونُ حُطاماً وَ في

الأخِرَةِ عَذابٌ شديدٌ و مَغفِرَةٌ مِنَ اللّه

و رِضوانٌ و مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلّا مَتاعُ الغُرورِِ

حديد-20

بدانيد كه زندگي اين جهاني بازيچه است و بيهودگي و آرايش و فخر فروشي و افزون جويي در اموال و اولاد .همانند باراني به وقت است كه روييدنيهايش كشاورزان را به شگفت افكند . سپس پژمرده مي شود و بيني كه زرد گشته  است و خاشاك شده است و در آخرت نصيب گروهي عذاب سخت است و نصيب گروهي آمرزش خدا و خشنودي او. و زندگي دنيا جز متاعي فريبنده نيست.

لَعِب : كارهاي پشت سر همي است كه بانظامي معين انجام مي شود ولي در  عين حال بيهوده و بي فايده است همانند بازي بچه ها

لَهو : يعني هر چيز و هر كار بيهوده اي كه انسان را از كار مهم و مفيدش باز   بدارد و به خود مشغول كند.

تَفاخُر از مادّه ي فَخر به معني باليدن به مال و جاه است

تَكاثُر از مادّه ي كثر و كثرة به معني زيادت است و تكاثر معارضه و رقابت  در كثرت مال و عزت است.

در اين آيه ي كريمه خداوند غفلت و سرگرمي و تجمل و تفاخر و تكاثر را شيوهاي تعامل انسان با دنيا خوانده است .

 كودكي انسان به بازي و بي خبري سپري مي شود .

در مرحله ي نوجواني سرگرمي جاي بازي را مي گيرد . 

جواني نقطه ي اوج تجمل پرستي و زيبا خواهي است پس از آن مرحله ي شور كسب

  مقام و فخر است و سر انجام انسان به فكر افزايش مال و نفر و جمع و ثروت مي افتد .

 البته برخي انسانها دچار توقف و ركود شخصيت در يك مرحله مي شوند اما به طور طبيعي  انسان اين دورانهاي پنجگانه را طي مي كند آن گاه با يك تمثيل ( تولد و رشو گياهان و نابودي آنها ) حقيقت پيچيده ي حيات انساني و ماجراي تاريخ عمر او را كه گاه تا صد سال طول مي كشد و درك آن براي غالب افراد ممكن نيست قابل مطالعه و فهم كرده است و با تجسم و تصوير پردازي از حادثه اي طبيعي كه در معرض ديد همه ي  افراد است فنا پذيري و كوتاهي و تغيير و تحول و نيز فرصتها و تهديدهاي دنيا را بيان كرده است . آيات 45 سوره ي كهف و 24 يونس و 21 زمر نيز بيان مشابهي دارند.

مثَل دنيا در حديثي از رسول خدا (ص)

رسول الله (ص) به ضحاك بن سفيان فرمودند : اي ضحاك خوراكت چيست؟ عرض كرد : گوشت و شير . فرمودند : وقتي خوردي به چه چيز تبديل مي شود؟ عرض كرد: به چيزي كه خود مي دانيد . فرمودند : خداوند آنچه را از انسان دفع مي شود مثَلي براي دنيا قرار داده است

+نوشته شده در87/04/19 15:25 توسط پری |

امام مهدي عج كيست؟


سخن از امام مهدي سخن از يك موضوع عقيدتي و مذهبي بسيار حساس است كه رابطه ي تنگاتنگ و گسست ناپذيري با اسلام و مسلمانان دارد چرا كه وجود گرانمايه ي او يك واقعيّت اسلامي و از مهمترين مسايل ديني و از اساس مكتب و ايمان و ارزش هاي معنوي است.

بحث از شخصيّت آن حضرت آنگونه كه برخي از نويسندگان منحرف پنداشته اند بحث از افسانه اي نيست كه شيعه آن را به منظور آرامش بخشيدن به روان نا آرام خويش كه در رهگذر قرون و اعصار تحت فشار ظلم و استبداد بوده است ساخته باشد و به خاطر مرهم نهادن بر قلب زخم خورده اي كه باران مصايب در مسير زمان بر سر آنان باريده است سر هم كرده باشد.

بحث از امام مهدي عج آنگونه كه برخي فيلسوف نماها گفته اند  انديشه نيست كه به منظور تخفيف دردها و آرامش بخشيدن به رنج و فشاري باشد كه از رهگذر حاكميت زمامداران بي دادگر قرون و اعصار در برخي اذهان و افكار جايگزين شده باشد و نيز آنگونه كه برخي
عناصر نادان مدّعي دانش و فرهنگ تصور كرده اند خرافه اي نيست كه آن را داستان سرايان ساخته و پرداخته و به اسلام چسبانده باشند و نيز بازيچه ي تاريخي نيست تا اسباب تمسخر دشمنان بد انديش و دلقك و ياوه گو باشد بلكه يك واقعيّت اسلامي است كه در خور اهميّت بخشيدن بسيار و ژرف نگري فراوان ارزيابي و روشنگري اساسي است.
مساله تداوم حيات اسلامي و شكوه قرآن است بحث مهم و اصيليست كه قرآن نوديدگر آن است و پيامبر در موقعيّت ها و مناسبت هاي گوناگون از آن سخن به ميان اورده .امامان نور نويد و بشارت آن را تنها به شيعيان خود كه به تمامي مسلمانان قرون و اعصار داده اند و به دانشمندان  مفسّران محدّثان و موّرخان نام آور در رهگذر قرون و اعصار كتب مفصّل و مستقلي پيرامون آن نوشته اند.مساله اي است كه پيرامون آن بسيار گفته شده و در آستانه ي آن فراوان برخورد افكار و انديه ها صورت گرفته و قلم فرسايي ها شده است از اين رو گروهي بدان ايمان اورده و گروهي دچار حيرت گشته و برخي ديگران را به باد استهزاء گرفته اند.


امام مهدي (ع)شخصيّت برجسته اي است كه درست 1174 سال پيش ديده به جهان گشوده و هم اكنون زنده است.
بر روي اين سيّاره ي خاكي زندگي مي كند و بسان ديگر انسان ها غذا مي خورد و آب مي نوشد و خداي خويش را عاشقانه و خالصانه عبادت مي كند و در انتظار دريافت فرمان ظهور خويش است.


آن گرامي از ديدگان نهان است .مردم او را نمي بينند و نمي شناسند و او نيز خويشتن را معرّفي نمي كند و در هر نقطه اي از جهان كه اراده كند حضور مي يابد
او بر سراسر جهان تسلّط و اشراف دارد و به همه ي بندگان شهر ها و كشور ها احاطه دارد.

 به اذن خدا هر رخدادي در سراسر جهان رخ مي دهد مي داند و روزي كه نزد خدا مشخص است و براي ما نا معلوم از پس پرده ي غيبت ظاهر مي شود و علائم و نشانه هاي قطعي پيش از ظهور او پديدار مي گردد.پس از ظهور بر سراسر گيتي حكم مي راند و مسيح (ع) از آسمان فرود آمده و به امامت او نماز مي خواند . همه ي دولت ها و ملّت ها در سراسر جهان در برابرش خاضع مي گردند و مذاهب و اديان سر فرود مي آورند.اسلام راستيني را كه نياي گرانقدرش محمّد (ص) آورد با خود مي آورد و پياده مي كند

+نوشته شده در87/04/19 12:41 توسط پری |


دنيا سراي فريب است

يا ايّها النّاسُ اِنَّ وَعَدَ اللّهِ حَقٌّ
فلا تَغِرَّنَكُمُ الحَيوةُ الدِّنيا
وَ لا يَغُرَّنَّكُم بِاللّهِ الغَرورِ

فاطر - 5
اي مردم .وعده ي خدا حق است. زندگي دنيا شما را
نفريبد و آن شيطان فريبنده
به خدا مغرورتان نگرداند.


قرآن زندگي دنيا را عامل غرور و فريب مي داند و به انسان هشدار مي دهد تا متاع و زرق و برقهاي فريبنده ي اين جهان او را غافل نكند.همچنين در فرهنگ قرآن از عوامل مهم فريب انسان آرزوهاي دنيايي و طولاني مربوط به زندگي مادي اوست .مغرور شدن به عفو و كرم الهي نيز خود از اسباب فريب آدمي است يعني آن گاه كه بخواهد خود را در قيامت و در محضر خداوند ببيند و بدين وسيله از چنگ مظاهر فريبنده ي دنيا برهد شيطان او را به عفو و رحمت الهي مغرور مي كند و به او اميد توبه و رحمت خداوند به گناه و طغيان دست مي زند
از اين رو فرمود


وَ لا يَغُرَّنَّكُم بِاللّهِ الغَرورِ

معصومان نيز در اغلب مواردي كه سخن از دنيا به ميان آمده است انسانها را از فريب آن بر حذر داشته اند امام علي (ع) فرمودند
 : اِحذَروا الدُّنيا فَاِنَّها غَدّارَةَ غَرّارَةُ
   خَدُوعٌ مُعطِيَةٌ مَنوعٌ مُلبِسَةٌ نَزوعٌ
   از دنيا حذر كنيد كه دنيا بي وفا و پر مكر و فريب است
   بخشنده اي خسيس و پوشاننده اي برهنه كننده است

   الا وَ اِنَّ الدُّنيا دارٌ غَرّارَةُ خَدّاعَةٌ تَنكِحُ    في كُلِّ يومٍ بَعلاً وَ تَقتُلُ في كلِّ لَيلَةٍ    اَهلاً و تُفَرِقُ في كلِّ ساعَةٍ شَملاً
   بدانيد كه دنيا سرايي بس فريبنده و   مكار است هر روز شوهري مي كند   و هر شب اهلي را مي كُشد   و هر لحظه جمعي را پراكنده مي كند

غَرّارَةُ غَرورٌ ما فيها فانيَِةٌ فان ٍ  من عَلَيها لا خَيرَ في شَيٍ  مِن اَزوادها اِلّا التّقوي
دنيا و هر آنچه در آن است  پيوسته و بسيار فريبنده ست هم خود و هم اهلش نابود  شدني اند. هيچ خيري در هيچ يك از بهره ها  و توشه هاي آن نيست مگر در توشه ي تقوا

سُكونُ انَِّفسِ اِلي الدُّنيا مين اَعظَمِ الغُرورِ
احساس آرامش با دنيا و دلخوشي به آن بزرگترين فريب است

رسول خداوند (ص) نيز فرمودند :
 اگر آنچه من از دنيا مي دانم شما نيز بدانيد جانهايتان از فريب آن ايمن مي شود


البته از زاويه ي ديگر نيز مي توان به دنيا نظر كرد  و در باره ي آن قضاوت كرد و آن اينكه در كنار مظاهر فريبنده ي دنيا نشانه هاي فراواني نيز هست كه گوياي نا پايداري و فنا پذيري جهان و بي ارزش
بودن دنياست وقايعي كه مي تواند غافلان را بيدار كند


با اين نگاه بود كه حضرت اميرمؤمنان (ع) فرمودند :


به حق مي گويم كه دنيا تو را فريب نداد  بلكه تو فريفته ي آن شدي دنيا به تو پند و عبرت داد و عادلانه و منصفانه تو را آگاه كرد و در وعده هايي كه به تو مي دهد مانند بلاي جسماني و كم شدن نيرو و توانايي ات راستگو تر و با وفاتر از آن است كه به تو دروغ بگويد و يا فريبت دهد (نهج البلاغه .خطبه 223 )

+نوشته شده در87/04/15 11:50 توسط پری |

مژده امشب جنت الفردوس زيب و فر گرفت 
   
        عرش و فرش و كرسي و لوح و قلم زيور گرفت

مطلع الفجر رجب در بين ديگر ماه ها  
  
        با طلوع بدر كامل رونق ديگر گرفت

گشت خورشيد جهان ارا خجل از روي روي او  
  
    تا كه اين مه پرده از روي منيرش بر گرفت

حق تعالي با قدوم باقر العلم نبي 
       
    گرد غم از چهره ي هر مؤمن مضطر گرفت

تا كه اين مولود زيبا ديده ي خود را گشود  
  
        بوسه بر رخسار ماهش مهربان مادر گرفت


عبادت ان حضرت:
امام صادق (ع) مي فرمايند : من هميشه رختخواب پدرم را آماده مي كردم و منتظر مي ماندم تا بيايد و به بستر برود
سپس خودم مي خوابيدم .در يكي از شب ها تاخير كرد . به مسجد رفتم . مردم همه رفته بودند
.پدرم را در حال سجده ديدم ناله اش را مي شنيدم كه به خداي عرض مي كرد :
 سبحانكَ اَ للهمَّ اَنتَ
ربّي حَقّاً حَقّاً
سَجَدْتُ لَكَ با ربِّ تُعيداً وَرِقّاً


بحار الانوار .ج 46


نهايت بردباري حضرت:
مردي نصراني به امام باقر (ع)  اسائه ي ادب كرد و گفت:
تو بقر (گاو ) هستي؟
امام (ع) فرمود : من باقر هستم . مرد بي ادب گفت : تو پسر زن آشپز هستي؟
فرمود : اين حرفه ي او بود
آن مرد گفت : تو پسر زن سياه رنگ بد زبان هستي؟
حضرت فرمود: اگر راست مي گويي خداي او را بيامرزد و اگر
دروغ مي گويي خداي تو را بگذرد. راوي مي گويد : ان مسيحس بعد از مشاهده ي اين همه بردباري مسلمان شد.

مناقب. ابن شهر آشوب. ج 4


سلام رسول خدا (ص) و پاسخ امام صادق (ع)
روزي رسول خدا (ص) به جابر بن عبدالله انصاري فرمود :
 جابر تو ان قدر زنده مي ماني تا فرزتد فرزندم عليّ بن الحسين (ع) (فرزند امام سجّاد ع) را كه در تورات به
باقر معروف است را ديدار كني .سلام مرا به او برسان

بحار الانوار .ج46

****

 سخنان امام باقر (ع) در مورد امام زمان (عج):

امام مهدي (عج) ميان مردم به مساوات رفتار مي كند .به گونه اي كه كسي پيدا نشود كه نيازمند زكات باشد
بحار الانوار . ج51

در تمام زمين هيچ ويرانه اي نمي ماند جز اينكه آباد گردد
كمال الدين . ج 1

مهدي و ياران او امر به معروف و نهي از منكر مي كنند
بحار الانوار . ج51

زمين براي او پيچيده مي شود (در لحظه اي از نقطه اي به نقطه ای ديگر مي رود) و تمام گنج هاي آن براي او آشكار مي گردد
كمال الدين .ج 1

+نوشته شده در87/04/13 12:56 توسط پری

به گوشه اي ز چشم خود مرا اگر نظر كني     به عرش كبريا رسد فراز من صعود من
     به خدمت تو نگذرد اگر تمام فرصتم                   چه قيمتي چه ارزشي بود به هست و بود من


امام علي (ع) مي فرمايد
سوگند به خداي علي در چنين روزگاري (زمان غيبت ) حجت خدا در ميان آن ها ست .در كوچه و بازار آن ها گام بر مي دارد و بر خانه ي آنها وارد مي شود
سوگند به خداي علي در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود و بر جماعت آن ها وارد مي شود و سلام مي فرمايد



+نوشته شده در87/04/13 12:55 توسط پری |