تبليغاتX
اينَ ابنُ فاطمهَ الكبري

...مي گويي مگر سر امام عشق را بر نيزه نديده اي  مگر بوي خون را نمي شنوي ؟ كار از كار گذشته است . قرن هاست كه كار از كار گذشته است ...اما اي دل نيك بنگر كه زبان رمز چه رازي را با تو باز مي گويد . كلّ ارض كربلا و كلّ يوم عاشورا. يعني اگر چه قبله در كعبه است اما "فاينما تولّوا فثّم وجه الله " يعني هر جا كه پيكر صد پاره تو بر زمين افتد آنجا كربلاست ، نه به اعتبار لفظ و استعاره ، كه در حقيقت . و هرگاه كه علم قيام تو بلند شود عاشوراست ؛ بازهم نه به اعتبار لفظ و استعاره .و اگر آن قافله را قافله عشق خوانديم در سفر تاريخ،يعني همين.


 

نوشته شده توسط در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 9:47 موضوع | لینک ثابت


مردانگي و وفاي انسان به تمامي ظهور يافت و آن قامت مردانه عباس بن علي با دستان بريده و بر شريعه فرات آيتي است كه روح از اين منزلگاه نيز گذشته است و عجيب آن است كه آن باطن چگونه در اين ظاهر جلوه مي كند .

دستان عباس بن علي قطع شده بود كه آن ملعون توانست گرز بر سر او بكوبد ، اما تا دستان ظاهر بريده نشود ، بالهاي بهشتي نخواهد رست.اگر آسمان دنيا بهشت است ،آسمان بهشت كجاست كه عباس بن علي پرنده آن آسمان باشد؟

فرشتگان عقل به تماشا گه راز آمده اند و مبهوت از تجليات علم لدني انسان به سجده در افتاده اند تا آسمان ها و زمين ، كران تا كران به تسخير انسان كامل در آيد و رشته اختيار دهر به او سپرده شود . اما انسان تا كامل نشود، در نخواهد يافت كه دهر بر همين شيوه كه مي چرخد ،احسن است . چشم عقل خطا بين است كه مي پرسد : اتجعل فيها من يفسد فيها و يفسك الدماء ...اما چشم دل خطا پوش است . نه آن كه خطايي باشد و او نبيند ...نه ، مي بيند كه خطايي نيست و هر چه هست وجهي است بي حجاب ، حق را مي نمايد . هيچ پرسيده اي كه عالم شهادت بر چه شهادت مي دهد كه نامي اينچنين بر او نهاده اند؟


 

نوشته شده توسط در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 9:46 موضوع | لینک ثابت


یا باب الحوائج عباس

روی لبه های تیغ خون می لرزد

در خیمه ی آسمان ستون لرزد

او کیست که این چنین به دریا زده دل

از جرئت او دل جنون می لرزد


 

نوشته شده توسط در شنبه پنجم دی 1388 ساعت 18:9 موضوع | لینک ثابت


فرشته ها وظیفه اش را در گوشش زمزمه کرده بودند
صورتش را رو به آسمان گرفت و خنده ی آرامی کرد
کجای دنیا از اینجا که او نشسته بود بهتر بود؟
چند لحظه بیشتر نگذشته بود که تیر حرمله گلوی نازکش را هدف گرفت
رسالت او به انجام رسیده بود . در آغوش فرشته های سفید می رفت تا از آب کوثر سیرابش کنند


 

نوشته شده توسط در شنبه پنجم دی 1388 ساعت 18:4 موضوع | لینک ثابت