تبليغاتX
اينَ ابنُ فاطمهَ الكبري
به اميد عيدي كه پشت سر آقا امام زمان نماز بخوانيم.

        عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

خداحافظ رمضان
وسلام بر تو اي عید فطر كه بوي قبولي استغفار و پاكي بندگان را مي دهي

 

 


 

نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت


رفت بابایم ولی صد غصه بر جا مانده است

...

خاطرات او برایم همچو زهرا مانده است

رفت بابایم ولی پیراهنی غرق به خون

در کنار چادر مادر از او جا مانده است

رفت بابایم ولی چشمم به چشم قاتل است

یاد قنفذ بر دل زارم خدایا مانده است

رفت بابایم ولی آن مقتل و محراب و خون

مثل آن کوچه به پیش دیده پیدا مانده است

رفت بابایم ولی خاطرات آن زخم سر

همچو زخم سینه و پهلو به دل ها مانده است

رفت بابایم ولی باشد مزارش بی نشان

همچو مادر همنشین غم به صحرا مانده است

                                     

 

                             اللهم العن قتلةَ اميرالمؤمنين


 

نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت 5:26 موضوع | لینک ثابت


آجرک الله یا زینب کبری آجرک الله یا بقیة الله آجرک الله...

 مسجد كوفه دگر وقت خداحافظي است

 كه اجابت شده ذكر سحر و يا رب من

 ديگر اين ماه تو را همدم و هم رازي نيست            

 آمد از كثرت اندوه نفس بر لب من

 سينه ام تنگ شد و بغض گلويم بشكست

 كس نفهميد ز اسرار دل و مطلب من

 وه چه شب ها كه غذا بردم و نفرين ديدم

 ناشناسانه گشودند زبان بر سر من

 چشم ويرانه نشينان عرب در همه ي شب

 منتظر مانده به راه من و نان شب من

 بگذاريد كه با پاي خودم خانه روم

 تا نبيند به چنين حال مرا   زينب من


 

نوشته شده توسط در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 4:29 موضوع | لینک ثابت